بازم اندر كمالات مردم| ویکی پدیا فارسی

بازم اندر كمالات مردم

بعضي وقتا مرز بين خنديدن و ديوار رو به مغز خود مزين كردن به كلي از بين مي ره. مخصوصا وقتي كه پاي شعور نداشته ي بني آدم وسط باشه.

شخص محترمي كه در بهترين حالت كارداني بدون كنكور معماري از دانشگاه بيضا گرفته با اعتماد به نفس فراوان ادعا مي كنه كه بنده به يك "بيماريه رواني" مبتلا هستم و وقتي در كمال خونسردي بعد از تذكر دادن بهش كه شما هيچ سر رشته اي از علم روان شناسي نداريد و حتي اصول نوشتاري زبان مادري خود رو نمي دونيد چون كه درستش "بيماريِ رواني" هست مي فرمايند:" خخخخخ چقد بچگانه بحث مي كنين."

شايد اگه سوادت از يك طفل هفت ساله بيشتر بود من هم مجبور نبودم بچگانه بحث كنم.

پ.ن: لطفا يك عدد "مردم" بياد برام توضيح بده كه چرا اينقدر احمقه؟

پ.پ.ن: مي گم من واقعا برام سواله كسي هم جوابمو نداده. آيا واقعا لابستر در نظر خرچنگ پري درياييه؟! :|